منمو کلی دروغ کلی دروغ تو دلمه
دسامبر 11, 2008
منمو کلی دروغ کلی دروغ تو دلمه
یه دونه راس تو دلم ، همون یکی مشکلمه
عمریِ دنیارو پیچوندیمو اما ایندفه
تابلویِ دنیا شدیمو ، مائیمو دو کلمه
*****
امشبو آفتابی باش ، بمون تا من سبزِ تو شَم
صندوقِ قلبا مثلِ هم ، میخوام که هم رمزِ تو شَم
****
عمریِ قاپ می ریزیم پایِ بساطِ اینو اون
واسه ما فرقی نداره ، مردو زن پیر و جوون
ولی این تو بِ میری ، از اون تو بِ می ریا نیست
ایندفه قاپِ منو از تو نگاهِ من بخون
*****
واسه یکبارم شده عشق و تویِ چشام ببین
روم و من کم می کنم ، روم و تو ننداز رو زمین
*****
دِ رو که گفتم ایندفه ، ایندفه تا تهش می رم
همه چی رو می گم واست ، می گم که واسَت می میرم
این همه بالا و پائین فقط واسه دو کلمه است
می خوام بگم که عزیزم ، دُ دُ دُ ، دوسِت دارم
*****
دِ رو که گفت اُفتاد و مُرد
مثلی همیشه اینبارم ، حرفایی ناگفته شو خورد
یه عمری ککه می خواد بگه ، اما نمی تونه بگه
تو فکرِ اینه همیشه ، کی دلی کوچیکشو برد
*****
حرفتو باید بزنی ، به آسمونو به زمین
باید بکی دوست دارم ، فقط همین فقط همین
*****
می خواست بگه دوسِت دارم ، یه حرفِ پاک و بی ریا
دوست دارم یه معجزه است ، می کِشمون میگه بیا
یه جاذبه ست که می کِشه ما رو میونِ یه بهشت
می برمون تو آسمون ، تا انتها ، تویی فضا
وقتی می گی دوست دارم ، فرشته می شی تو رفیق
ساده و پاکی و زلال ، می شی تو همرنگِ خدا
_____________________________________________
نازنین کجائی آخه ، تو ته کدوم مسیری
تو همیشه بی نشونی ، تو ترانه جون می گیری
دنبالِ چشم توام من ، چرا آخه نمی دونم
تو یه رؤیایِ بزرگی که تو ذهنِ من اسیری
من یه عمرِ آزگاره ، که تو عشقتم گرفتار
منو ول کن دیگه بس کن ، چرا از اینجا نمی ری
مثه یک لحظه می مونی ، مثه یک ثانیه هستی
کی به آخر می رسی تو ، چرا هرگز نمی میری
*****
اینجا هر لحظه واسه من ، مثلِ یک حادثه سردِ
مثه دلقکا می خندم ، اما قلبم پر دردِ
*****
بیا و این دمِ آخر ، بی خیالِ ما یکی شو
دلِ دیوونمونو ول!!، بِذا یک لحظه بشه شاد
نازنینِ ناشناسم ، این و باید تو بدونی
که اگه اینجا اسیرم ، عمرم و تو دادی بر باد
اگه از اینجا نری تو اگه باز اینجا بمونی
می شکنم تویِ خودم من ، می رَم از خاطر و از یاد
اونروزی که اومدی تو ، ندیدیم که کی رسیدی
مُچ دستم تویِ دستت ، من مثه صید و تو صیاد
پر چشمام نمِ اما غم نمیگن به اینا
دسامبر 4, 2008
پر چشمام نمِ اما غم نمیگن به اینا
از غم من زنده مونده ، سبزِ این سرزمینا
اشکِ چشمای من که جون میده به این سکون
داره فریاد میزنه که زندگی ، نرو ، بمون
بمون اینجا که واست قافیه ها جون بگیرن
کلمات زنده بشن ، مجنونِ مجنون بمیرن
بمون اینجا که هزار سال دیگه شاعرای خوب
بگن از غروبِ ما ایندفه از سمت جنوب
ما می ریم سمت غروب ، سمت غروب طلوعمون
سهم ما این بود از اینجا از همون شروعمون
****
می شکنیم و می شکفونیم همه ی پنجره ها رو
بلکه آزاد بکنیم فریاد تک حنجره هارو
بیا که داد بزنیم آی آسمون بسه دیگه
هیچکی جز ما این دعارو ، سمت هیچکس نمی گه
نمی گه چونکه می ترسه از عذاب آسمون
حس من یه حس خاص تویِ مایه ی جنون
روبه آسمون نگامِ می خوام فریاد بزنم
سمت ناخدای قهار من می خوام داد بزنم
بش بگم که آسمونت چرا آبیه هنوز
بش بگم بسه دیگه سقفتو و به زمین بدوز
به زمین بدوز که شاید ، یکی شیم با شب و روز
از سر ترس نباشه ، غصه های سینه سوز
با تواَم من با شمام ، نیگا بکن توی چشام
چرا می ترسی ازم منم یکی از شماهام
چرا می ترسی بهت انگی پلیدی بزنن
چرا می ذاری حوالیت ، هاله ی غم بتنن
***
واسه یکبار و یه لحظه تف بکن به بودنت
چرا فکرت اینه که ، شانستِ که سرودنت
زندگی چیه آخه ، بپرس یه بار تا ببینی
که چجوری زندگی رو کج و مبهم می بینی
زندگی اینه آخه؟ممتدِ خواب و خوردنت
با این فکرا تو ببین ، کجاها آخه بردنت
یه لحظه دیوونگی ، واسه یه عمر کافیه
دسامبر 2, 2008
یه لحظه دیوونگی ، واسه یه عمر کافیه
حرف زدن از تو هنوز،واسم خیالبافیه
از تو که ناز چشمات طاق دلم رو لرزوند
لذت فهمیدنت،اشک چشامو خندوند
از تو که رویای تو پشت چشامِ هنوز
یاد تو که می اُفتم،به دل میگم خوب بسوز
*******
بانوی چل گیسِ من،سفیر سادگی ها
سایتو بنداز رو من،سنگینِ تازگی ها
*******
وقتی میرم یه لحظه ،به آسمون نیگا کن
ستاره ی بختمو تو کهکشون صدا کن
اگه یه روز تو اونو بالای ابرا دیدیش
بهت میگم دروغگو،از کجا تو خریدیش
ستاره ی مسافر مثل خودش غریبه س
برای اون هر جائی،یه آرزوی دیگس
******
ستاره ی مسافر مشغول مخ زدن بود
خورشید و ماه و میخواست،خیلی شبیه من بود
مشغول چشمک زدن ،تو آسمون تیره
تو فکر این همیشه،خورشید و کی میگیره
هر شب تاریک و اون،میموند یه جای ثابت
می شست تا خورشید بیاد ،بش بگه من میخوامت
خورشید و هرگز ندید چون ستاره تو شبه
قلب ستاره روشن،ولی تو شب میتپه
هیچکی اینو نفهمید ،نور ستاره از چیست
وقتی که نور میتابه،دنیای ماها رنگیست
********
نور جهان از توِ،خدارو منظورم نیس
من با توام حاج خانوم،بانوی نازِ چل گیس
********
تو کهکشون میگردم ،تا عکستو ببینم
آجر عشق تورو رو همدیگه بچینم
بلکه یه روزی یه پل تا چشم تو بسازم
هستیمو تو این قمار ،به پای تو ببازم
این پل پاک و محکم ،مسیرِ دل کندنه
شفیره ی عشقته که پایشو میتنه
همچو مستم کو ندیده باده ای
دسامبر 1, 2008
همچو مستم کو ندیده باده ای
همچو مسکینم ولی شهزاده ای
همچو درویشانِ بی دلق و عبا
این چنین عشقی تو بر من داده ای
******
همچو رندانِ بریده از خدا
همچو بارانِ چکیده در فضا
همچو کورانِ رها بینِ عدم
این چنین عشقی به من کردی عطا
******
همچو پیرانِ رها از خویش و تن
همچو خاری کو بگشته ریشه کن
همچو کافرهای بی دین و خدا
این چنین عشقی نهادی پیش من
******
همچو ایمانی که یارم کرده ای
همچو زنّاری که خارم کرده ای
همچو امّیدی که بریدی تمام
این چنین عشقی نثارم کرده ای